رهای عشق
گفته بودم
به آنها که دوست میداشتم .... عشق رهاست
آدم نقاط ضعفش را زیاد ادعا میکند
...عشق رهاست...
وقتی برای من
گمانم این بود که شعرهایم عاشقانه خواهند شد.
ستارهام اما نورانی نیست در نگاهش
و روزی نیست که به ستاره های بیگانه لبخند نزند.
من اما
عهدم این بود که همراه باشم تا انتها
او ولی با من هست
اما نیست.
و امروز باور دارم ...انچه بود و نمیخواستم باور کنم...
میم مثل مادر
زن سالها در آرزوی شیر دادن کودکانی بودکه زنده نماندند.
تکانهای نه ماهه
و حس مادرانه ای که با جریان شیر در وجودش ریشه دوانده بود.
و نگاههای بغز الودش به کودکان دیگر...و دستانش که از دستان کوچک خالی مانده بود...و نگاه بیمار چشمان کوچولو
سالهاییکه رفتند اما مرحم دردش شدند...اواکنون مادر همه کودکان دنیاست...
تو چرا دوستم نداری؟
دوستت دارم.اما تو کوچولویی.مثل یه کوچولو دوستت دارم.
اما از وقتی خدا زمین رو ساخت...تا وقتی دنیا هست میلیونها سال طول می کشه...اونجوری اگه نگاه کنی توی این میلیونها سال اختلاف سنی ما یه لحظه هم نیست .من از تو خیلی کوچکتر نیستم.!!اونجوری نگاه کن..دوستم بدار.
...سکوت
میدونم..اما حس ادم استنباط رو نمیفهمه.....
....
کوچولو
اون کوچولوی ۴ ساله که خواهر نی نی اش رو بغل کرد و دوید تا بزرگترا جیغ زنان دنبالش بدوند
اون فسقلی مو فرفری که تو باشگاه افسران میرقصید و با باسنش همهء بچه ها رو مینداخت زمین
اون کوچولوئی که خیلی شیطون بود...
اونی که بجای همهءبستنیهایی که مال او نبودند به خواهر کوچولوش بستنی ماست و خیار !!داد..
.....
و....
من بودم...
....دلم برای اون کوچولوی شیطون تنگ شده...
امید
درلحظه زیستن ؛ هنر زیستن زندگیست.زندگی را بفال نیک گرفتن.
بی چتر باران را عاشقانه خیس شدن...بی بهانه خندیدن...عاشقانه خوردن دیدن فهمیدن
عاشقانه دوست داشتن
دریغا که هنر زیستن زندگی درسی است که خود باید زیست.آموختنی نیست جز با دیدن زندگی
دوست من
زندگی را ببین
زندگی زیباست...
ستاره...
ستاره ای
و با ستارگان به تماشا نشسته ای
ما را
آکنده ای اکنون از هزار هزار رویا
وسرمستی از شراب وصل
و خوب میدانم آنقدر آرامی که هیچ تلاطمی رویای آبیت را متلاطم نمیکند.
ستاره....ستاره جان بیدار شو
بیدار شو.....بیدار شو
بهار صدایت میزند...و ما همه بیقراریم با تو بهار را زندگی کنیم......
.بیدار شو ستاره...
چشم ها
این چهره های سیاه وسفید با قد و قامت متفاوت وخاطراتی که شبیه به هم نیست
....اما همه مثل همند و مثل من
زبان چشمها را که بدانی همه را دوست خواهی داشت...
تا آسمان...
آسمان بلندترین جاییست که تابحال شناخته ام.آبی و بی انتها...آکنده از هزار هزار ستاره..کهکشان ...هزار هزار اتم ....الکترون...نوترون....
هزاران دنیای کوچک و بزرگ که شاید تا بحال نامی ندارند...
من..با همهء .احساساتم.خاطراتم ..جسمم . قلبم روحم.. لچظه های زندگی ام ...و همهء آنچه دوست میدارم ....
من یک ذره کوچک آسمانم... یک لحظه کوتاه
یک نقطهء کوچکم و یک لحظهء کوتاه..
دستانم را از باران لبریز میکنم.. دستانم اما کوچکند ..از آسمان تنها همین سهم منست؟
بهتر که نگاه میکنم اما..آسمان با همهء بزرگی در نگاهم جا میگیرد ..
قلبم حسمم روحم و همهء خاطرات ولحظه هایم....اوج میگیرند
...و من بزرگ میشوم ...بلند میشوم میروم تا آسمان ......
من آسمان میشوم....
به پرشین بلاگ خوش آمدید
كاربر گرامي
با سلام و احترام
پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:
http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت
در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir
و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.
همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com
با تشكر
مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي
http://ariagostar.com
